محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

186

تحفه خانى ( فارسى )

كودكان را از اشخاص ديگر بيشتر مىشود و نهادن علق بر هر عضوى كه بر آن سعفه واقع شود نفع بليغ دارد . [ 88 ] مقاله در بيان حبس استفراغات بقوانين كليه و ببايد دانست كه حبس استفراغ مثل اسهال و رعاف و غيره ذلك يا بامالهء ماده است بجانب مخالف بىارتكاب استفراغ و ديگر مثل نهادن محجمه بغرض محجمه بغرض جذب بخلاف ماده سايل بىآنكه شرطى كنند يعنى به بشرى عضو كه ماده در آن مجذوب شده است بشگافند چنانچه اگر عورتى را نزف الدم از رحم شود محجمه بر سينه او بايد نهاد و جذب كرد و اخراج خون پيشتر از محل محجمه نبايد كرد و گاه باشد كه احتياج باماله ماده و استفراغ هر دو باشد مثل فصد باسليق از جهت نجف مذكور هرگاه كه بر طبيب وفور ماده موجب ظاهر باشد پس درين صورت بجذب فقط اكتفا نبايد كرد مثل آنكه شخص را بواسطه اجتماع اخلاط فاسده كثيره در فم معده قى حادث شده و تسكين نمىيابد پس مقى بايد داد كه آن خلط فاسد موجب قى تمام شده بيرون آيد و معده ازين خلط فاسد پاك شود بعد از آن تقويت معده و فم آن بادويه مقويه و اشربه نافعه از مفرد و مركب بايد كرد و يا حبس استفراغ بادويه منجمده مغلظه بايد كرد تا موجب جمود و تغلظ خلط شاهد شود و يا حبس بادويه قابضه بايد كرد كه موجب ضم و بهم آمدن مجارى باشد و تكاثف آن و يا حبس بادويه مغرّيه كه در ايشان غالب باشد مثل لعاب بزورى كه ايشان را بريان كرده باشند زيرا كه قلى ادويه لعابيه مفيد فروقست و اين موجب سد مجارى است تا به اين فعل مانع از استفراغ باشد همچنانكه در اسهالات اين علاج مرعيست و گاه احتباس ماده سايل